خرید بک لینک
امروز یکی از دوستانم که تجربه تماس تلفنیام رو قبلا براش فرستاده بودم، بهم پیام داد: چند تا شماره بهت بدم زنگ بزنی؟ گفتم بده. ۸ تا شماره بود. زنگ زدم و تماسها که تموم شد و اینترنت رو وصل کردم که نتیجه رو به دوستم بگم، دیدم نوشته: اینها آشنا هستند. زیاد من رو قبول ندارند چون تو خط فکری همدیگه نیستیم. بعدا نتیجه رو بهم بگو. خیلی بامزه بود... دیدم اینم یک جورشه. اگر خودمون نمیتونیم با آشناهامون صحبت کنیم، شمارههاشونو بدیم به دوستان معتمدمون. :) نتیجه تماسها رو به صورت نظر میذارم ببینید.

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: سه شنبه 26 تير 1403 ساعت: 20:50

در این یکی دو هفته اخیر، گاهی فشار انقدر زیاد میشد که میخواستم قالب تهی کنم. به قول محمدمهدی سیار: ترس از افزایش فشار و تحریم برای مذاکره بازیهای بعدی و دست بسته نشستن دولتمردان و جان به لب کردن مردم برای اخذ مجوز مذاکره و امتیازدهی بیشتر و شرطی شدن اقتصاد ایران و خلاصه تخته گاز رفتن در کوچههای بنبست.  کابوس من از یک "فرآیند فرسایشی و قابل پیشبینی" که ۸ سال از اوج جوانی من در سرابش سوخت... این کابوس وحشتناک خواب را از چشمم میگرفت. ولی این حالتها برای روزهایی بود که بالای صفحه برنامهریزی روزم، ثواب تلاوت قرآنم را تقدیم به هیچ کسی نمیکردم. نه معصومین؛ نه شهدا. اما روزهایی که مینوشتم: ثواب تلاوتم را تقدیم حضرت زهرا سلام الله علیها میکنم، تقدیم به شهید رئیسی و همراهانش میکنم... خوب بودم و این رد خور نداشت. آن روز من کنشگر میشدم. کاری میکردم؛ قدمی برمیداشتم، هر چند کوچک. یک روز بعد از دویدنها و خستگیها، بعد از بحث راجع به نظرسنجیها و آراء نزدیک به هم دو نامزد، به همسرم گفتم: اگر دکتر جلیلی رای نیاورد، فاتحه انتخابات در ایران خوانده است. اگر اوضاع بدتر شود و مردم از این ناامیدتر شوند، حتی مذهبیها هم دیگر رای نخواهند داد. و این را نه از سر احساسات، بلکه از تحلیل حرفهای مردم یقین کرده بودم. خاطرات روزهای سیاه دولت روحانی در ذهنم مرور میشد. زلزله سال ۱۳۹۶ کرمانشاه و بیسامانی مردم بیپناه. انقدر کسی به فکر مردم نبود که تنها گزینه حضور در صحنه جوانان انقلابی و جهادی بود که مبادا امید در دل مردم رنجدیده غرب کشور بمیرد. چندین و چند مرتبه همسرم با دوستانش به کرمانشاه رفتند. بار آخر؛ خودم با یک بچه کوچک و بار شیشه همراهشان شدم، هنوز برنگشته بودیم خانه که سیل گ

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: سه شنبه 26 تير 1403 ساعت: 20:50

شب شمارش آرا زود خوابیدم. خیلی خوابم میاومد. سحر بیدار شدم. نتایج رو دیدم. دیگه خوابم نبرد. یک ساعت و نیم در رختخواب داشتم فکر میکردم. فکر کردم به اینکه از حالا باید چکار کنم؟ به نتایجی هم رسیدم اما خب...قبل از اینکه قامتم رو راست کنم، افسردگی سراغم اومد. خیلی به کنشهای خودم در دو هفته قبل فکر کردم. احساس کردم رفوزه شدم. من بین برنامه شخصیم که حفظ قرآن بود و تلاش و تکاپو برای مشارکت بیشتر مردم در انتخابات و در درجه بعد رای به اصلح، برنامه شخصیم رو اولویت دادم. من برای دومی خیلی کم تلاش کردم. خیلی کم.هر کس رو میشناختم و ممکن بود قانع بشه، قانع کردم اما بیشتر نتونستم. واقعیت اینه: اینکارها کارهای دقیقه نودی نیست. باید سالها براش کار کرد.و خدا چقدر دوستمون داشت که محرم زود رسید. توی هیئت، این نوا رو که تکرار میکنیم: "از ما به سر دویدن، از تو به یک اشاره" از خودم خجالت میکشم.غمگینم و از خودم ناراحتم به خاطر همهی حرفهایی که باید تلاش کنم بزنم اما یا شجاعتش رو ندارم یا پشتکار و همت و شووور... اون شور توی من نیست.این ایام به کتیبهها نگاه میکنم. به روضه حضرت عباس فکر میکنم. که چقدر همیشه عاشورا و همهجا کربلاست.چقدر یزید و یزیدیها رو میبینم. چقدر معاویه میبینم. چقدر امام تنهاست. چقدر مظلوم و بییار و یاور مونده.من میدونم شجاعتم رو باید از همین روضهها بگیرم. خیلی منتظرم. خیلی... پ.ن: به گمانم دیشب خوبِ خوب شدم. شفا گرفتم از باب الحوائج. یکی از طلبههای هیئت میکروفن را از دست مداح هیئت گرفت و گفت: حضرت نوح، یک بار اسم پنجتن را برد و کشتیاش آرام گرفت. گفت یا حمید بحق محمد و یا عالی بحق علی و یا فاطر بحق فاطمه و یا محسن بحق الحسن و یا قدیم الاحسان بحق الحسین... این

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: سه شنبه 26 تير 1403 ساعت: 20:50

چهارشنبه ناگهان خیلی استرسی شدم. نظرسنجیهای غیررسمی در فضای مجازی منتشر شده بود. حجم زیادی از تحلیلها و نظرهای مختلف و ناامیدکننده روانه پیامرسانم شده بود. اینکه آخرش پزشکیان یا دور اول یا دوم میبره و باید به قالیباف رای بدید و ...وجدانم قبول نمیکرد. منی که مناظرات رو دیدم و به تشخیص اصلح رسیده بودم، سیاهنماییها حالم رو بد میکرد. با خودم عهد کرده بودم که نذارم تصمیمسازی جریانات گردنکلفت در کشور، روی تصمیمم اثر بذارن.صبح چهارشنبه، اول دفتر برنامهریزیام نوشتم:ثواب تلاوت قرآن امروزم رو هدیه میدم به شهید رئیسی و همراهانش. بعد رفتم باشگاه ورزش. یک ساعت بعد، نصف یک جز رو با دوستم مباحثه کردم و این گذشت.عصری بچهها رو بردم مسجد محل؛ مهد کودک تابستانی.میخواستم قرآنم رو باز کنم که دوباره پیامرسانم رو باز کردم. پیامی که برام از پویش انتخاباتی بیسکال دکتر جلیلی اومده بود، پیدا کردم و ربات رو در پیامرسان بله فعال کردم.شروع کردم به تلفن زدن.اولش بلد نبودم. وقتی زنگ میخورد و برمیداشتند، بعد از مقداری توضیح، طرف میگفت وقت ندارم و سر کارم.فهمیدم بعد از سلام و وقت به خیر، باید بپرسم زمان مناسبی تماس گرفتم یا خیر؟اینجور وقتها بیشتر جواب مثبت بود. میگفتند بفرمایید.ادامه میدادم: من از یک پویش انتخاباتی باهاتون تماس میگیرم و ما از حامیان دکتر سعید جلیلی هستیم. میخواستم ازتون بپرسم شما قصد مشارکت در انتخابات رو دارید؟وقتی میگفت نه، میگفتم خیلی خب، اما توجه دارید که این فرصت و موقعیت هر چهار سال یک بار پیش میاد و این حق شماست و اگر ازش استفاده نکنید، دیگران برای شما تصمیم میگیرند.وقتی میگفت بله ولی بازم نمیخوام رای بدم، خیلی ادامه نمیدادم تا برم سراغ یک مردد واقعی.وقتی می

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: دوشنبه 11 تير 1403 ساعت: 18:52

دوستان عزیز سلام. دیشب حجم زیاد هجمه برای تغییر نظرات امت حزب الله رو دیدیم. عدهای تلاش کردند هر طور شده حتی کسانی که رایشون آقای جلیلی هست، نظرشون رو تغییر بدن. با وجود اینکه میدونند آقای جلیلی پیشتاز هست در نظرسنجیها. و این بیاخلاقی رو در روز ممنوعیت تبلیغ برای انتخابات کردند. من خواهشم اینه... دوستان! اگر نظرتون آقای جلیلی بوده تا قبل از دیروز و دیشب، نظرتون رو تغییر ندید. و اگر نظرتون آقای قالیباف بوده تا قبل از دیروز و دیشب، باز هم طبق تصمیم و تشخیصتون عمل کنید. وارد این موجها و فضای روانی تبلیغاتی شب انتخاباتی نشید تا ان شاءالله با تشخیص و بصیرت خودمون، رستگار بشیم و امام زمان ازمون راضی باشه. لطفا لطفا به اطرافیان و دوستانتون هم همین مطلب رو برسونید. ان شاءالله از شر فتنهها در امان باشیم.

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: دوشنبه 11 تير 1403 ساعت: 18:52

گاهی به جای اینکه وقت و انرژیمون رو بذاریم روی اصلاح عقاید...

باید سرمایهگذاری کنیم روی ترمیم روابط.

مخصوصا وقتی اون آدمها؛ ازمون بزرگترند و احترامشون واجب.

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 13:05

پاسخ: سلام میخک جان. عید شما هم مبارک.خب حرف زیاده. من خودم از کانال علی مهدیان در ایتا خیلی میخونم. ایشون یک استاد مسلم انقلاب اسلامی هست و واقعا قلم دقیقی داره. @ali_mahdianدل بده و حوصله کن و عمیق شو و پای درس و کلاس حاج آقا مهدیان بشین.ولی اگر از زبان خودم بخوای بشنوی:این روزا شبهات پیرامون آقای جلیلی خیلی زیاده. ما رو از نداشتن سابقه اجرایی ایشون میترسونند.ما رو از دور و بریهای آقای جلیلی میترسونند. یکی از دوستام توی گروه مدام مینویسه اطرافیان جلیلی وحشتناکن :)دو گانه برنامه کارنامه رو مخالفین ایشون ساختند (در وبلاگ یکی از دوستان خوندم که به زعم ایشون این دوگانه ساخت خود جلیلی اینا بوده... اشتباهه... مخالفین ساختند که ایشون رو از نظر کارآمدی ضعیف جلوه بدن)ولی من میگم همونطور که مردم وقتی میبینند در سطح شهر، چقدر بیلبوردها و بنر پر شده از عکس پزشکیان باید شک کنند بهش که وصله به جریانهای قدرت و ثروت منحرف مفسد... (چون به گفته ایشون مردم درد معیشت دارن پس طبیعتا نباید پول داشته باشند بریزن در ستاد مردمی ایشون:))همونطور هم وقتی این همه حرفهای بیپایه و اساسِ روی هوا در مورد جلیلی شنیدید شک کنید که نکنه منافع عدهای در این هست که ایشون رئیس جمهور نشه...این حجم از پروپاگاندا عجیبه.مدام از ناکارآمدی و بیتجربگی میگن. امروز یکی از اقوام به پدرم گفته بود که جلیلی یک نونوایی رو هم نمیتونه اداره کنهتعجبم از پدرم هست که سالها ایشون رو دیده از نزدیک و مخصوصا در اداره بازرسی وزارت خارجه... ولی الان از ایشون دفاع نمیکنه یا لااقل خوب دفاع نمیکنه متاسفانه. نه اینکه چیز بدی از ایشون دیده باشه... ابداًرسما متوهم شدیم! پروپاگانداست دیگه... روحانی که اومد کاندید شد، عضو شورای عالی

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 13:05

صفحه بندی